تبليغاتX
♥ღ بسْم رّب العُشاق ღ♥ - شاعر و فرشته


♥ღ بسْم رّب العُشاق ღ♥

کاش معشوق ز عاشق طلب جان می کرد .... تا که هر بی سر و پا نام خود عاشق ننهد



 

شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند .  

فرشته پري به شاعر داد و شاعر ، شعري به فرشته.

 شاعر  پر فرشته را لاي دفتر شعرش گذاشت و شعرهايش بوي آسمان گرفت.

 فرشته نیز شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت.

خدا گفت : ديگر تمام شد ، ديگر زندگي براي هر دو دشوار مي شود. 

زيرا شاعري که  بوي آسمان را بشنود ، زمين برايش کوچک است  و فرشته اي که مزه

عشق را بچشد، آسمان برايش تنگ. 

 

نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 19:22 توسط رویا ღ مسعود | |


Design By : Night Skin