تبليغاتX
♥ღ بسْم رّب العُشاق ღ♥ - مبارزه با مشکلات


♥ღ بسْم رّب العُشاق ღ♥

پای سگ بوسید مجنون, خلق گفتندش چه سود ؟!! .... گفت این سگ گاه گاهی کوی لیلی رفته بود



 كشاورزی الاغ پیری داشت كه یك روز اتفاقی میفته تو ی یك چاه بدون آب . كشاورز هر چه سعی كرد

نتونست الاغ رو از تو چاه بیرون بیاره . برای اینكه حیوون بیچاره زیاد زجر نكشه، كشاورز و مردم روستا

تصمیم گرفتن چاه رو با خاك پر كنن تا هم اینکه از خطر افتادن بچه ها در آن جلوگیری کنن و هم اینکه

الاغ زود تر بمیره و زیاد زجر نكشه .

مردم با سطل روی سر الاغ خاك می ریختند اما الاغ هر بار خاكهای روی بدنش رو می تكوند و زیر پاش

می ریخت و وقتی خاك زیر پاش بالا می آمد سعی میكرد بره روی خاك ها .

روستایی ها همین طور به زنده به گور كردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همین طور به بالا اومدن

ادامه داد تا اینكه به لبه چاه رسید و بیرون اومد.

مشكلات زندگی مثل تلی از خاك بر سر ما میریزند و ما دو انتخاب داریم:

اول اینكه اجازه بدیم مشكلات، ما رو زنده به گور كنن.

دوم اینكه از مشكلات سكویی بسازیم برای صعود.

«بیائید راه دوم را برگزینیم.»

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 15:39 توسط رویا ღ مسعود | |


Design By : Night Skin